تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
این سایت متعلق به هیات اباالفضلیون ملایر می باشد.
صفحه نخست
ایمیل مدیر
اللهم عجل لولیک الفرج

یا رب الحسین ع

يكى از اصولى كه قرآن بر آن اصرار دارد، عشق به خوبان و خوبى ها و تنفر از بدان و بدى هاست .
قرآن مى فرمايد: از ابراهيم بياموز كه چگونه از عموى منحرف خود اظهار بيزارى كرد؛ فلمّا تبيّن له انّه عدوّ للّه تبرّء منه انّ ابراهيم لاوّاه حليم
(146) آن گاه كه براى ابراهيم آشكار شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست ، با آنكه ابراهيم بسيار دلسوز و بردبار است
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ماءمور است كه به مشركان بگويد: انّنى برىٌ ممّا تشركون
(147) من از آنچه شما شريك خدا قرار مى دهيد، بيزارم .
سوره ى برائت نشان گر آن است كه تنها علاقه به خوبى ها كافى نيست ، بلكه بايد با بيان و فرياد، گفتن و نوشتن ، نامه و ناله و اشك و عمل ، از بديها بيزارى جست و نسبت به آنها ابراز تنفر كرد.
هر سال ميليون ها مسلمان در سرزمين منى در كنار خانه ى خدا به پيروى از ابراهيم عليه السلام در سه روز پشت سر هم به سوى نماد شيطان ، 49 سنگ پرتاب كرده و از شيطان و شيطان نماها برائت مى جويند.
جالب آنكه بعد از پرتاب سنگ ها به سوى شيطان ، حاجيان اين دعا را مى خوانند: خدايا حج من را قبول كن كه اين رمز آن است كه قبولى حج با طرد شيطان و شيطان ها همراه است .
ناگفته پيداست كه شيطان در هر زمان به شكل و صورتى است ، چنانكه امام راحل قدس سرّه فرمود: آمريكا شيطان بزرگ است .
در زيارت عاشورا به امام حسين عليه السلام و يارانش صد مرتبه سلام مى دهيم و در مقابل به دشمنان او كه دشمنان دين و خدايند، صد بار لعنت مى كنيم .
تكرار پرتاب سنگ در سرزمين منى به شيطان و تكرار لعنت در زيارت عاشورا، نشان دهنده ى آن است كه بايد با محبّت خوبان و بغض دشمنان خو بگيريم و خو گرفتن در اثر تكرار است .
حضرت على عليه السلام متولّد كعبه و خانه زاد خداست ، خداوند مى فرمايد: به دور كعبه بچرخيد تا در طواف خانه خدا عشق على و فكر و راه او در جان شما جاى گيرد. انسان بى عشق و تنفّر، همانند حيوانى است كه فقط نفس مى كشد.
در هر شبانه روز ده مرتبه از خداوند مى خواهيم كه ما را در راه اولياى خود ثابت قدم بدارد؛ اهدنا الصراط المستقيم صراط الّذين انعمت عليهم و از راه منحرفان و غضب شدگان بيزارى مى جوييم غير المغضوب عليهم و لا الضّالّين سنگ كعبه را مى بوسيم ، ولى از سنگ جمرات با پرتاب سنگريزه ها به آن ، ابراز نفرت مى كنيم .
روز عرفه به عشق حسين عليه السلام و دعاى او اشك مى ريزيم ، ولى فرداى آن در عيد قربان ، كارد بدست خون مى ريزيم و قربانى مى كنيم . با يك دست دعا و با دست ديگر سلاح .

 


آرى مسلمانان بايد در تمام شئون زندگى اينگونه باشند.
امام جمعه ى مسلمين بر لبش فرمان تقوى و در چشمش اشك و بر دستش ‍ سلام و گام هايش استوار در قيام است ، فكرش آگاه به آفاق و ذهنش انباشته از علم است . واين معناى جامعيّت نمايندگان مكتبى و علما و خطبا در اسلام است .
اگر به امام حسين عليه السلام سلام مى گوييم ، از قرآن آموخته ايم كه به پيام آوران آسمانى و رهروان الهى سلام مى گويد: سلام على نوح فى العالمين
(148)، سلامٌ على ابراهيم (149)، سلام على موسى و هارون (150)، سلام على آل ياسين (151)
اگر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صلوات مى فرستيم ، از قرآن ياد گرفته ايم كه مى فرمايد: اِنّ اللّه و ملائكته يصلون على النّبى (152) خداوند و فرشتگان بر پيامبر درود مى فرستند و اگر ما بر بنى اميه و غاصبان حكومت حقّ و تبهكاران تاريخ بشريّت ، لعن و نفرين مى كنيم ، باز از قرآن آموخته ايم كه مى فرمايد: اِنّ الّذين يؤ ذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فى الدنيا و الاخرة (153) آنان كه خدا و پيامبرش را اذيّت مى كنند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت لعنت مى كند.
ما نفرين و لعن به دشمنان خدا را از انبيا ياد گرفته ايم ؛ لعن الّذين كفروا من بنى اسرائيل على لسان داود و عيسى بن مريم
(154) كافران بر زبان داوود و عيسى بن مريم لعن شده اند.
ما نفرين را از سيره ى پيامبر اسلام آموخته ايم كه در ماجراى مباهله فرمودند: ثمّ نَبتَهِل فنجعل لعنة اللّه على الكاذبين
(155) ما با هم مباهله مى كنيم و لعنت خدا را براى دروغگويان قرار مى دهيم .
بعضى از مجرمان را نه تنها خدا و پيامبران لعن و نفرين مى كنند، بلكه تمام موجودات با شعور هستى نيز آنان را دائماً لعنت مى كنند. اولئك يلعهنم اللّه و يلعنهم اللاعنون
(156)
كوتاه سخن آنكه سلام و نفرين ما در تمام زيارت ها به خصوص زيارت عاشورا، برخاسته از فرهنگ و روح قرآن است

نوشته شده توسط عباس در 88/01/18

" وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "


قسم به زمين
 
و كسى كه آن را گسترانيده است
 

بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .:)
نوشته شده توسط عباس در 88/01/18

آداب حفظ قرآن

حفظ قرآن را از كودكى به فرزندانمان بياموزيم;

هنگام حفظ, روخوانى قرآن را بدرستى آشنا باشيم;

آيات را بالحن و لهجه عربى همراه با تإمل و دقت حفظ كنيم;

روش ترتيل را بياموزيم و با همين روش آيات را فراگيريم;

از يك جلد قرآن خوش خط و معين استفاده كنيم;

6- روزى نيم ساعت تمرين داشته باشيم و كم كم مدت آنرا زياد كنيم;

در اوقات منظم مثلا هر روز ساعت 7 صبح به حفظ بپردازيم;

حفظ را با سوره هاى كوچك آغاز كنيم;

يك بار به صورت كند, يك بار به صورت متوسط و بار ديگر به صورت تند تمرين كنيم;


10ـ هنگام عصبانيت, گرسنگى, تشنگى و خواب آلودگى حفظ نكنيم;

11ـ شماره آيات و صفحه قرآن را بخاطر داشته باشيم;

12ـ حفظ قرآن نياز به تكرار مداوم دارد.;

13ـ در مسافرت ها مى توانيم بيشتر به تكرار بپردازيم;

14ـ براى حفظ, از قرآن هاى ترجمه شده استفاده نكنيم;

15ـ آيه هاى طولانى و سور طولانى را مى توانيم بخش بخش كنيم;

16ـ در حفظ آيات شبيه به هم حفظ شماره آيات و دقت بيشتر لازم است;

17ـ حفظ قرآن به صورت مباحثه دونفرى آسان تر و مفيدتر است.

نوشته شده توسط عباس در 88/01/18


  اشاره‌ :
از آنجا كه‌ صحبت‌ از موعود و آخرالزمان‌ منحصر به‌ اسلام‌ و شيعه‌ نيست‌ و در ديگر اديان‌ و مكاتب‌ از آن‌ گفت‌وگو بوده‌ است‌. بنا داشته‌ايم‌ با عنايت‌ خداوند متعال‌ در هر شماره‌ بخشي‌ از نظريات‌ آنها را در مجله‌ بياوريم‌. الزاماً مطالبي‌ كه‌ در اين‌ بخش‌ منتشر مي‌شود، از حيث‌ محتوايي‌ مورد تأييد ما نمي‌باشد و قصدمان‌ تنها عرضه‌ گزارشي‌ از عقايد و آراء ايشان‌ مي‌باشد. در شماره‌هاي‌ قبل‌ به‌ دجال‌ (آنتي‌كريست‌) و برخي‌ مصاديق‌ آن‌ پرداختيم‌ و در اين‌ نوبت‌ هم‌ نگاهي‌ به‌ اوصاف‌ آرماگدون‌ در ديگر كتب‌ آسمان‌ خواهيم‌ داشت‌.

  نيروهاي‌ نظامي‌ در محلي‌ كه‌ كتاب‌ مقدس‌ آن‌ را آرماگدون‌ معرفي‌ كرده‌ است‌ به‌ هم‌ مي‌پيوندند. بعضي‌ از علماي‌ كتاب‌ مقدس‌ ادعا كرده‌اند كه‌ آرماگدون‌ تمدن‌ امروزي‌ بشر را نابود مي‌ كند. بنابراين‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ آرماگدون‌ تجسم‌ بدترين‌ پايان‌ جهان‌ گردد.

 معني‌ كلمه‌ آرماگدون‌
 
كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ فكر مي‌كنند كه‌ آرماگدون‌ از «هرمجدون‌» به‌ معني‌ «تپه‌ مجدّو»  گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهار هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا»  در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌.

  موقعيت‌ استراتژيكي‌ مگيدو (مجدّو)، بيش‌ از مساحتش‌ به‌ آن‌ اهميت‌ بخشيده‌ است‌. اين‌ منطقه‌ مشرف‌ بر كوه‌هاي‌ اسراييل‌ شمالي‌ است‌ و به‌ روستاي‌ «اسدارلون‌»  نيز معروف‌ است‌. در قديم‌ فلسطين‌ شمالي‌ به‌ ويژه‌ منطقه‌ مگيدو به‌ علت‌ محافظت‌ از شرقي‌ترين‌ راه‌ به‌ «منطقه‌ حاصل‌خيز»  اهميت‌ نظامي‌ داشت‌. جاده‌ عبوري‌ ميان‌ سه‌ قاره‌ آفريقا، آسيا و اروپا كه‌ از مغرب‌ به‌ درياي‌ مديترانه‌ و از مشرق‌ به‌ صحراي‌ عربستان‌ مي‌رسيد تحت‌ قلمرو كهن‌ اسرائيل‌ بود. اين‌ منطقه‌ كوچك‌ ارتباطي‌ بين‌ دريا و دشت‌، سرزمين‌ استراتژيكي‌ بود كه‌ سه‌ قاره‌ را به‌ هم‌ متصل‌ مي‌كرد. اين‌ پل‌ باريك‌، منطقه‌اي‌ آن‌چنان‌ مهم‌ بود كه‌ نظاميان‌ دائماً بر سر به‌ دست‌ آوردن‌ آن‌ در حال‌ جنگ‌ بودند.

  در گذشته‌ قسمت‌هايي‌ از قلمرو اسرائيل‌ گذرگاه‌هاي‌ مهم‌ نظامي‌ به‌ حساب‌ مي‌آمد و ميگدو از يكي‌ از اين‌ گذرگاه‌ها محافظت‌ مي‌كرد. تاكنون‌ بيش‌ از 200 جنگ‌ در اين‌ منطقه‌ يا اطراف‌ آن‌ رخ‌ داده‌ است‌. به‌ همين‌ خاطر يكي‌ از محققين‌ آن‌ را «سرزمين‌ جنگ‌ قرون‌» ناميده‌ است‌ .

  آينده‌مگيدوياآرماگدون‌چيست‌؟آياكتاب‌مقدس‌چيزي‌ درباره‌اين‌سرزمين‌حياتي‌واستراتژيكي‌بيان‌كرده‌است‌؟


 پيشگويي‌ آرماگدون‌
 
اگر چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند. سؤال‌ اين‌ است‌ چه‌ كساني‌ در آنجا جمع‌ مي‌شوند و چه‌ كسي‌ آنها را جمع‌ مي‌كند و بالاخره‌ اينكه‌ و براي‌ چه‌ هدفي‌ در آنجا جمع‌ مي‌شوند؟

  به‌ نظر مي‌رسد اين‌ افراد از چند گروه‌ سياسي‌ و مذهبي‌ باشند: «پادشاه‌ جهان‌ ـ شيطان‌ ـ پادشاه‌ كل‌ عالم‌ خدا» و «پادشاهي‌  از شرق‌ رود فرات‌». شايان‌ ذكر است‌ كلمه‌ «پادشاه‌» لزوماً به‌ شكل‌ امروزي‌ آن‌ به‌ رهبران‌ اطلاق‌ نمي‌شود. بلكه‌ ممكن‌ است‌ از آنها به‌ عنوان‌رييس‌جمهور،نخست‌وزيريارييس‌ياد شده‌ باشد.

  در تاريخ‌، بسياري‌ از ملت‌ها به‌ هم‌ پيوسته‌اند تا از قدرت‌ «چهار پاي‌» نيرومندي‌ كه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ حمايت‌ كنند. خداوند قدرت‌ عظيم‌ اين‌ اتحاد را به‌ حيواني‌ كه‌ به‌ وسيله‌ نيروهاي‌ غير خدايي‌ هدايت‌ مي‌شود تشبيه‌ كرده‌ است‌.

  در كتاب‌ مقدس‌ آمده‌ كساني‌ كه‌ اين‌ اتحاد را تشكيل‌ مي‌دهند «از يك‌ ذهنند  و قدرت‌ و فرمانروايي‌ خود را به‌ چهارپا خواهند داد.»

  كتاب‌ مقدس‌ ذكر كرده‌ است‌ كه‌ آنها ارواحي‌ هستند كه‌ معجزاتي‌ را ظاهر مي‌سازند و بر پادشاه‌ تمام‌ ربع‌ مسكون‌ خروج‌ مي‌كنند تا آنها را براي‌ جنگ‌ عظيم‌ آن‌ روز فراهم‌ آورند .

  سؤال‌ اين‌ است‌ كه‌ چرا نيروهاي‌ نظامي‌ در آرماگدون‌ جمع‌ مي‌شوند؟ از قرار معلوم‌ اين‌ نيروهاي‌ نظامي‌بدين‌منظوردرخاورميانه‌جمع‌مي‌شوند كه‌ نشان‌ دهند چه‌ كسي‌ كنترل‌ جهان‌ را در دست‌ خواهد گرفت‌.
  هر چند به‌ جاي‌ نبرد با يكديگر شروع‌ به‌ جنگ‌ عليه‌ عيسي‌ مسيح‌ مي‌كنند!

  ما تا به‌ حال‌ در مورد افرادي‌ كه‌ شجاعت‌ اين‌ را داشته‌ باشند تا به‌ جنگ‌ در مقابل‌ خدا بروند، فكر نكرده‌ايم‌. معمولاً انسان‌ها با يكديگر مي‌جنگند. امّا كتاب‌ مقدس‌ آشكار مي‌سازد كه‌ در واقع‌ مردم‌ سعي‌ خواهند كرد تا با عيسي‌ مسيح‌ جنگ‌ كنند در اين‌ زمان‌ پاياني‌، ديكتاتورها و عوام‌ فريب‌ها براي‌ فرمانروايي‌ بر جهان‌ طمع‌ مي‌كنند واميد دارند كه‌ در مقابل‌ نيروهاي‌ عظيم‌ و سلاح‌هاي‌ كشنده‌ آنها پيروز شوند. سلاح‌هايي‌ آنچنان‌ قدرتمند كه‌ قادرند زندگي‌ را نابود كنند.تنها خداوند است‌ كه‌ مي‌ داند اگر عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) را نفرستد تا در امور انسان‌ها مداخله‌ بكند «هيچ‌ موجود زنده‌اي‌ نجات‌ نخواهد يافت‌» .

 شيطان‌ و آرماگدون‌
 
پشت‌ صحنه‌، رهبر قدرتمند ديگري‌ وجود دارد كه‌ نقش‌ برجسته‌اي‌ را در گروه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ در آرماگدون‌ ايفا مي‌كند. «خداي‌ اين‌ عصر»  تمام‌ ملت‌ها را فريب‌ مي‌دهد . هدف‌ او به‌ عنوان‌ دشمن‌ انسان‌ها فريب‌ و نابودي‌ نسل‌ انسان‌ است‌ .

  به‌نظرمي‌رسدلشكريان‌انبوهي‌كه‌درپايان‌زمان‌ گرد هم‌مي‌آيندوسيله‌اي‌براي‌رسيدن‌وي‌به‌هدفش‌هستند .
  امّا چيزي‌ كه‌ ملت‌ها نمي‌دانند آن‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ شيطان‌ فرصت‌ داده‌ تا رهبران‌ متكبر جهان‌ را بفريبد؛ زيرا كه‌ فكر مي‌كنند با اين‌ جنگ‌ قادر خواهند بود كنترل‌ جهان‌ را به‌ دست‌ گيرند.

  طبق‌ آيات‌ كتاب‌ مقدس‌ خداوند خود با آن‌ ملت‌هاي‌ فريب‌ خورده‌ كه‌ كمرشان‌ از ويراني‌ خم‌ شده‌ وارد جنگ‌ خواهد شد . خداوند ثابت‌ خواهد كرد كه‌ خود قادر مطلق‌ است‌ نه‌ شيطان‌ و نه‌ كساني‌ كه‌ او آنها را فريب‌ مي‌دهد و خداوند به‌ انسان‌ اجازه‌ نخواهد داد تا خود را كاملاً نابود كند .

  با اين‌ مقدمه‌ زماني‌ كه‌ مي‌خوانيم‌: سپاهيان‌ چگونه‌ در «جنگ‌ عظيم‌ آن‌ روز خداي‌ قادر مطلق‌» گرد مي‌آيند، هدف‌ آرماگدون‌ آشكار مي‌شود.

  زكرياي‌ نبي‌ نيز اين‌ زمان‌ بحراني‌ را اين‌ چنين‌ توصيف‌ مي‌كند: «نظاره‌ كنيد! روز خداوند فرا مي‌رسد... و خداوند بيرون‌ آمده‌ با آن‌ قوم‌ها جنگ‌ خواهد نمود. چنان‌ كه‌ در روز جنگ‌ جنگيد و در آن‌ روز پاهاي‌ او بر كوه‌ زيتون‌ كه‌ از طرف‌ مشرق‌ به‌ مقابل‌ اورشليم‌ است‌ خواهد ايستاد .

 نيروهاي‌ نظامي‌ گرد هم‌ مي‌آيند
 
تفسير كتاب‌ مقدس‌ فرضيه‌ ديگري‌ را در باره‌ آرماگدون‌ روشن‌ مي‌كند و تعجب‌آور است‌ كه‌ چرا هيچ‌ كس‌ مشتق‌ شدن‌ مگدون‌ را از منظر دوم‌ در نظر نگرفته‌ است‌. يعني‌ از كلمه‌ عبري‌ «گاداد» كه‌ به‌ معني‌ «جمع‌ شدن‌ دسته‌ يا گروه‌ سربازان‌ است‌. در زبان‌ عبري‌ با اضافه‌ كردن‌ حرف‌ «ما» به‌ فعل‌ اسم‌ ساخته‌ مي‌شود.بنابراين‌ «ماگد» كه‌ به‌ معني‌ محلي‌ براي‌ جمع‌ شدن‌ گروه‌ سربازان‌ است‌ ساخته‌ مي‌شود و پسوند «و» به‌ معني‌ «براي‌ او (مذكر)». در نتيجه‌ «محلي‌ از آن‌ او» كه‌ گروه‌ سربازان‌ در آن‌ جمع‌ مي‌شوند.

  در كتاب‌ يوئيل‌ نبي‌  خداوند اين‌ فرمانروايان‌ و تداركاتشان‌ را براي‌ تهاجم‌ و جنگ‌ مجسم‌ مي‌كند. چنانكه‌ مي‌گويد: « اين‌ را در ميان‌ اقوام‌ اعلام‌ كنيد (جار زنيد)، براي‌ جنگ‌ آماده‌ شويد! مردان‌ نيرومند را پيدا كنيد، بگذاريد تمام‌ مردان‌ جنگي‌ بيرون‌ آيند. بگذاريد تا به‌ اورشليم‌ بيايند. گاو آهن‌هاي‌ خود را در مقابل‌ شمشيرها و اره‌هاي‌ خود در مقابل‌ نيزه‌ها خرد كنيد. بگذاريد ضعيف‌ بگويد من‌ قوي‌ هستم‌».

  پيشگويي‌ فوق‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ رهبران‌ در جايي‌ كه‌ امكانات‌ ساختن‌ ابزار آلات‌ كشاورزي‌ را به‌ ساختن‌ تسليحات‌ و جنگ‌ افزار تغيير مي‌دهند دست‌ از توليدات‌ خود بر مي‌دارند.

  سپاهيان‌ در حالي‌ كه‌ تمام‌ اطراف‌ دشت‌ را اشغال‌ كرده‌اند در آرماگدون‌ جمع‌ شده‌ و به‌ پيشروي‌ خود به‌ ديگر مناطق‌ سرزمين‌ مقدس‌ ادامه‌ مي‌دهند. امّا جنگ‌ واقعي‌ 55 مايل‌ پايين‌تر از مگدون‌، در اطراف‌ اورشليم‌ رخ‌ خواهد داد.

  در واقع‌ جنگ‌ بزرگ‌ بيش‌تر از يك‌ ستيزه‌ نيست‌. خدا اجازه‌ خواهد داد تا سپاهيان‌ در آرماگدون‌ جمع‌ شوند ولي‌ در پايان‌ ترديدي‌ وجود نخواهد داشت‌ كه‌ خود حكومت‌ خواهد كرد. با اجازه‌ دادن‌ به‌ شيطان‌ و مزدوران‌ او و رهبران‌ فريب‌ خورده‌ براي‌ به‌ حركت‌ درآوردن‌ ملت‌ها براي‌ جنگ‌ با او (خدا)، به‌ آن‌ لشگريان‌ كه‌ مانع‌ حكمراني‌ عيسي‌ (ع‌) بر اورشليم‌ خواهند شد، اجازه‌ خواهد داد كه‌ فقط‌ در جنگ‌ با او نابود شوند. بنابراين‌، آرماگدون‌ نشانه‌ جنگي‌ بزرگ‌، نه‌ ميان‌ ملت‌هاي‌ نيرومند و اتحادهاي‌ نظامي‌ بلكه‌ ميان‌ نيروهاي‌ خير و شر است‌. جنگ‌ نظامي‌ در اورشليم‌ و اطراف‌ آن‌ در خواهد گرفت‌ .

  جنگ‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ است‌:
  كتاب‌ مقدس‌ توضيح‌ مي‌دهد كه‌ زمان‌ تزلزل‌ زمين‌ به‌ عنوان‌ «روز خدا» اتفاق‌ مي‌افتد . زماني‌ كه‌ در طول‌ آن‌، در امور انسان‌ مداخله‌ خواهد شد تا به‌ سركشي‌ او بر عليه‌ خدا پايان‌ دهد .

  در ادامه‌ پيشگويي‌ ذكر شده‌، در كتاب‌ يوئيل‌ نبي‌ خداوند مي‌فرمايد: «اجازه‌ دهيد ملت‌ها بيدار شوند و به‌ (اورشليم‌) به‌ روستاي‌ ژهوت‌  بيايند. در آنجا من‌ براي‌ داوري‌ ميان‌ همه‌ اقوام‌ اطراف‌ خواهم‌ نشست‌. داس‌ را پيش‌ آوريد؛ زيرا كه‌ حاصل‌ رسيده‌ است‌. بياييد، پايمال‌ كنيد؛ زيرا كه‌ خمره‌هاي‌ شراب‌ لبريز شده‌اند، زيرا كه‌ شرارت‌ شما عظيم‌ است‌. جماعت‌ها، جماعت‌ها! در وادي‌ قضاوت‌؛ زيرا روز خداوند در وادي‌ قضا نزديك‌ است‌ .

  عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) در بازگشت‌ خويش‌ با بيان‌ لشگريان‌ روبرو خواهد شد. و از دهانش‌ شمشيري‌ بيرون‌ خواهد آمد كه‌ با آن‌ امت‌ها را مي‌زند... او خود خمره‌ شراب‌ خشم‌ خداي‌ قادر مطلق‌ را، زير پا لگد مي‌كند (مكاشفه‌ 15:19). پرندگان‌ جمع‌ مي‌شوند تا به‌ افرادي‌ كه‌ با عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) جنگيدند غذا دهند .

  ظاهراً كشتار محدود به‌ منطقه‌ اطراف‌ اورشليم‌ نخواهد بود.مكاشفه‌ 20: 14 اشاره‌ مي‌كند كه‌ پيشروي‌ آن‌ تا حدود 200 مايل‌ ادامه‌ مي‌يابد.

 آرماگدون‌، مقدمه‌ صلح‌
 
عيسي‌ مسيح‌ (ع‌) سرانجام‌ به‌ عنوان‌ منجي‌ انسان‌ها شناخته‌ خواهد شد. او پادشاه‌ پادشاهان‌ است‌ . بشر بيهودگي‌ طغيان‌ بر ضد خدا را درك‌ خواهد كرد. ملاكي‌ نبي‌ در باره‌ قدرت‌ عظيم‌ خدا صحبت‌ كرده‌ است‌: «زيرا كه‌ از مطلع‌ آفتاب‌، تا مغربش‌، نام‌ من‌ در ميان‌ امت‌ها عظيم‌ خواهد بود» .

  در پايان‌ خداوند به‌ عنوان‌ بزرگترين‌ حكمران‌ بشرشناخته‌ مي‌شود. در كتاب‌ بقرنتيان‌ اشاره‌ شده‌ هزاران‌ سال‌ است‌ كه‌ شيطان‌ ـ خداي‌ اين‌ عصر ـ با وجود پيشگويي‌ خدا مبني‌ بر اجراي‌ برنامه‌ خود براي‌ انسان‌كه‌ زمين‌ را براي‌ او خلق‌ كرده‌، خود را به‌ عنوان‌ خداي‌ انسان‌ها جا زده‌ است‌ .

  اكثر پيامبران‌ ذكر كرده‌اند، زماني‌ كه‌ اين‌ اتفاق‌ مي‌افتد انسان‌ از صلحي‌ بي‌سابقه‌ و كاميابي‌ بي‌نظير بر روي‌ زمين‌ لذت‌ خواهد برد. اين‌ صلح‌ از هزاران‌ سال‌ قبل‌ به‌ انسان‌ وعده‌ داده‌ شده‌ است‌ .

  آرماگدون‌ در حالي‌ كه‌ نشانه‌ نابودي‌ نيروهاي‌ شيطان‌ است‌، مقدمه‌اي‌ براي‌ رستگاري‌ انسان‌ مي‌باشد. اين‌ اتفاق‌ با پايان‌ سوء داوري‌ انسان‌ همراه‌ است‌. در آرماگدون‌ است‌ كه‌ انسان‌هاي‌ حريص‌ و فريبكار در مكاني‌ مشخص‌ جمع‌ مي‌شوند تا مسيح‌ (ع‌) بتواند به‌ مصيبت‌هايي‌ كه‌ آنهابراي‌ انسان‌ها ايجاد كرده‌اند پايان‌ دهد.

  آرماگدون‌ خبر از پايان‌ ترس‌، درد، ويراني‌ ومرگ‌ نابهنگام‌ مي‌دهد، متأسفانه‌ راه‌ ديگري‌ براي‌ انسان‌ وجود ندارد تا درسش‌ را بياموزد. خدا بالاخره‌ بايد در امور انسان‌ دخالت‌ كند تا صلح‌ را در اين‌ جهان‌ جاري‌ سازد .

  طبق‌ سخنان‌ دانيال‌ نبي‌ حضرت‌ عيسي‌ سيستم‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌، سياسي‌، تربيتي‌ و مذهبي‌ اين‌ جهان‌ را عوض‌ مي‌كند و جهاني‌ بر مبناي‌ راه‌ و روش‌ خدا بنا مي‌كند .

  علايم‌ روز اصلاح‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ مسيح‌ شيطان‌ را اسير مي‌كند و مانع‌ از تاثير گذاري‌ او بر انسان‌ مي‌شود .
  روز بزرگ‌ آخر، حاكي‌ از زماني‌ است‌ كه‌ تمام‌ افرادي‌ كه‌ خداي‌ واقعي‌ را نشناختند، زنده‌ مي‌ شوند تا حقيقت‌ او را درك‌ كنند و فرصت‌ رستگاري‌ را به‌ دست‌ آورند .

  آرماگدون‌ پايان‌ جهان‌ نيست‌ .بلكه‌ مكاني‌ براي‌ جمع‌ شدن‌ سپاهيان‌ عظيم‌ است‌ و محلي‌ است‌ كه‌ خداوند رهبران‌ فريب‌ خورده‌ را براي‌ شكست‌ در جنگي‌ حتمي‌ با خود در اورشليم‌ فرا مي‌خواند.

  فراتر از نابودي‌ انسان‌ها، آرماگدون‌ نويد هزار سال‌ صلح‌ و كاميابي‌ براي‌ همه‌ است‌. انسان‌ به‌ زندگي‌ خود ادامه‌ خواهد داد و آرماگدون‌ حكومت‌ مسيح‌ (ع‌) را به‌ عنوان‌ حاكم‌ زمين‌ و تمام‌ ملت‌ها نويد مي‌دهد، زمين‌ در زير پادشاهي‌ خدا در صلح‌ غوطه‌ ور مي‌گردد.

ماهنامه موعود سال ششم _ شماره 32

 پي‌نوشت‌ها :
 1. Megiddo .
 2. Haifa .
 3. Esdrealon .
 4. Fertile crescent .
 5 . ممكن‌ است‌ منظور نويسنده‌ سفياني‌ باشد كه‌ در منابع‌ اسلامي‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است‌.(مترجم‌).
 6 . توسط‌ يك‌ نفر رهبري‌ مي‌شوند (يعني‌ شيطان‌).
 7 . (مكاشفات‌ 1311: 17).
 8 . مكاشفات‌ 16-13:16.
 9 . متّي‌ 22:24.
 10 . رساله‌ دوم‌ بقرنتيان‌ 4-4.
 11 . مكاشفات‌ 9-12.
 12 . رساله‌ اول‌ پطرس‌ 508.
 13 . اشعيا 17 و 12:14.
 14 . كتاب‌ زكريا 3-1:14.
 15 . انجيل‌ متي‌ 22-24.
 16 . زكريا 4-1:14.
 17 . 10-9 : 3.
 18 . اشعيا 9 و 6:13 و 12:2.
 19 . زكريا 1:14.
 20. Jehoshapat .
 21 . يوئيل‌ 14-12:3 آن‌ را با مكاشفات‌ 19-15:14 مقايسه‌ كنيد.
 22 . شايد منظور از پرندگان‌، هواپيما باشد. مترجم‌.
 23 . مكاشفه‌ 16:19 و 14:17.
 24 . ملاكي‌ نبي‌ 11:1.
 25 . رساله‌ دوم‌ بقرنتيان‌ 44 و 4:11.
 26 . تيمورتاوس‌ 2 ، 9:1 ، تيتوس‌ 2:1 ، اشعيا 10-1:11.
 27 . مكاشفات‌ 19 ، ذكريا 14، يوييل‌ 3.
 28 . دانيال‌ 45-44:2.
 29 . مكاشفات‌ 5-4 : 20 ، اشعيا 1-11.
 30 . مكاشفات‌ 12-11 : 20.

نوشته شده توسط عباس در 88/01/18

















 

نوشته شده توسط عباس در 88/01/18

سیمای امام زمان (عج )

صورت حضرت
در روايات در وصف چهره و صورت حضرت مهدى (ع) چنين آمده است: سيمايى چون ماه تابان دارد و چهره اش گرد و درخشان است. (1) پيشانى باز و نورانى، بينى كشيده و باريك دارد (2) چهره ای چون دينار گرد وگلگون است. (3) ديدگانش سرمه كشيده، محاسن مباركش پر مو و برگونه راست او خالى جذاب است. (4)

1. بحار الانوار ج50 ص 78 منتخب الاثرص 185.
2. كشف الغمه ج 3 ص 259 بحار الانوار ج 51 ص 80 و 90.
3. بحار الانوار ج 1 5 ص 77 الزام الناصب ص 139.
4. کشف الغمه ج 3 ص 260.

---------------------------------------------
قد و قامت حضرت
در وصف قد و قامت حضرت مهدى(ع) آمده است: راست قامت است، اما نه دراز قد. (1) قد مباركش مانند شاخه درخت بان كه سروقدان را به آن تشبيه مى كنند و يا چوب ريحان است. (2)

1. الزام الناصب ص 138.
2. روزگار رهایی ج1 ص169.
----------------------------------------------------

اندام حضرت(ع)
ابو بصير می گويد به امام صادق(ع) گفتم: از پدر شماشنيده ام که امام زمان(ع) سينه اى گشاده وكتف هايى باز و عريض دارد.
حضرت فرمود: ای ابا محمد پدرم زره پيامبر(ص) را پوشيد، ولى برايش بلند بود، به طورى كه بر زمين مى رسيد. من نيز آن را پوشيدم، ولى بر قامتم بلند بود، ولى آن زره بر قامت حضرت قائم(ع) چنان مناسب واندازه است كه بر بدن رسول خدا(ص) اندازه بود و قسمت پايين آن زره كوتاه است، به طورى كه هر بيننده گمان می كند، اطراف آن را گره زد ه اند. (1)
ريان بن صلت می گويد: به امام رضا (ع) عرض كردم: آيا شما صاحب امر هستيد؟
فرمود: من امام وصاحب امر هستم، ولى نه آن صاحب امرى كه زمين را از عدل وداد پر می كند. حضرت قائم كسى است كه وقتى ظهور می كند، در سن پیران است، ولى به نظر جوان مى آید. اندامى قوى وتنومند دارد به طورى كه اگر دست را به سوى بزرگترين درخت دراز كند، آن را از ريشه بيرون مى آورد و اگر ميان كوه ها فریاد برآورد، صخره ها را مى شكند واز جا كنده مى شود.(2)
پيامبر(ص) فرمود: او از فرزندان من است، اندامش چونان مردان بنى اسرائيل سخت وستبر است. (3)
در ديگر روايات آمده است: راست قامت است ولى نه دراز قد، چهار شانه است ولى نه كوتوله ،خلقت او معتدل است. شكمى چاق، ران هايى پرگوشت و اندامى متناسب دارد .(4)

1. بحار الانوار ج152 ص 319 ، اثبات الهداة ج 3 ص 440 و 520.
2. کمال الدین ج 2 ص 48، اعلام الوری ص 407 ، کشف الغمه ج 3 ص314.
3. ملاحم ابن طاووس ص 142.
4. روزگار رهایی ج 1 ص 121
------------------------------------------------
ابروهاى حضرت
در روايات در وصف ابروهاى حضرت مهدى (ع) چنين آمده است:
ابروهايش به طرف صورتش فرو هشته است. (1) ابروهايى كشيده دارد. (2) ابروانى به هم رسيده دارد. (3)

1. الزام الناصب ص 138.
2. همان ص 138.
3. همان ص 138.
------------------------------------
پيشانى حضرت
روايات ، نشانى حضرت مهدى (ع) را چنين توصيف كرده است:
پيشانى باز و درخشان.

--------------------------------------
چشمان حضرت
در وصف چشمان حضرت آمده است:
ديدگانى مشكى و سرمه كشيده دارد. (1) و از شب زنده دارى فرو رفته است.(2)
1. كشف الغمه ج3 ص 260 و276 ، منتخب الاثر 166 ، بحار الانوار ج 52 ص 51.
2. الزام الناصب ص 3810.
------------------------------------------
رنگ چهره حضرت
در روايات رنگ چهره حضرت مهدى (ع) چنين آمده است:
رنگش عربى گندم گون است . (1) هاله اى از نور او را احاطه كرده است. (2) صورتى نقره فام و چهره اى گلگون دارد. (3)
1.منتخب الاثر ص 185بحار الانوار ج 50 ص78.
2. کشف الغمه ج 3 ص 259 و269 منتخب الاثر ص147.
3. منتخب الاثر ص157 بحار الانوار ج 51 ص35.
----------------------------
گونه حضرت
در روايات آمده است كه برگونه راست حضرت قائم (ع) خالى جذاب وجود دارد .(1) مانند دانه مشك كه بر قطعه عنبر سائيده باشند. (2)
1. كشف الغمه ج 3 ص 260 ، منتخب الاثر ص166 ، ينابيع الموده ج 3 ص 35.
2. الزام النا صب ص 138 ، الامام المهدى ص337.
-------------------------------------
محاسن حضرت
در روايات آمده است:
محاسن ريش(ع) مباركش پر مو و مشكى است (1)
1. كشف الغمه ج 3 ص260 و276، منتخب الاثر ص 166، بحارالانوار ج51 ص 36.
-----------------------------------------
دندان حضرت
در روايات درباره دندان هاى حضرت چنين آمده است:
دندان هايش چون شانه ظریف، منظم وجدا از هم است. (1) دندان هايى شفاف دارد. (2) دندان هاى ثنايايش براق و از هم جدا است .(3)
1. بحار الانوار ج 15 ص 77 ، کشف الغمه ج 3 ص 260 و 277.
2. غيبة نعمانى ص 141، منتخب الاثر ص 150.
3.منتخب الاثرص 165.
-----------------------------------
علامت پشت
در پشت مبارك رسول خدا(ص) علامتى بودكه آن را ختم نبوت گويند.
حضرت مهدى (ع) نيز علامتى در پشت دارد مانند علامت پشت مبارك رسول خدا(ص) كه برخى از آن به ختم وصايت تعبير كرده اند. (1)
1. نجم الثاقب باب سوم.
-------------------------------------------
شمايل حضرت
صفات ومشخصات حضرت مهدى (ع) كه در احاديث وروايات آمده بسيار است .
مرحوم مجلسى دركتاب غیبت شيخ طوسى از امام باقر(ع) نقل مى كند كه امير المؤمنين (ع) در منبر فرمود: مردى از دودمان من، در آخر الزمان ظهور مى كند كه رنگش سفيد مايل به سرخى وشكمش عریض، ران هايش پهن، استخوان شانه هايش درشت و در پشت وى دو خال است: يكى به رنگ پوست بدنش و ديگرى شبيه خال پيامبر(ص) است .
دو نام دارد: يكى مخفى وديگرى ظاهر، نامى كه مخفى است احمد ونامى كه ظاهر است محمد مى باشد.(1)
روزى اميرالمؤمنين (ع) نگاهى به امام حسين (ع) كرد و فرمود: اين پسر من آقاست، چنان كه پيغمبر نيز او را آقا ناميد، خداوند از دودمان او مردى همنام پيغمبر(ص) به وجود آورد كه در خوى وسيرت مانند خود آن حضرت است. پيشانى اش باز، بينى اش كشيده، ميان برآمده، شكمش فربه، ران هايش پرگوشت ودر ران راستش خالى است وميان دندان هاى ثنايايش باز ست... .(2)
دركتاب فصول المهمَه آمده است: مهدى موعود جوانى متوسط القامه، نيكورو و خوش موى است موى سرش بر روى دوش هايش ريخته است. بينى اش باريك و پیشانى اش باز است...... (3)
از جمله خصايص حضرت آن است كه گذشت زمان باعث پيرى او نمى شود، لذا وقتى ظهور مى كند با آن كه سن مبارك اوسال ها از هزارگذشته، به صورت مردى چهل ساله ظاهر می شود. (4)
به هر حال اوصافى وخصوصياتى كه براى آن حضرت بيان شده، مشخصاتى است كه جز برآن شخصِ خاص امام دوازدهم، يگانه فرزند امام حسن عسكرى (ع) بر احدى قابل انطباق نيست، لذا بطلان دعاوى مدعيان مهدويت با توجه به اين نشانه ها آشكار است.
1. بحار الانوار ج 51 باب 4 حديث 4.
2. همان حديث 19.
3. سیماى آفتاب حبيب الله طاهری ص 55.
5. منتخب الاثرص 284.
--------------------------------------------
شنوءة
منطقه اى است دريمن كه قبيله ازد به آن ها منسوب است. مردان اين منطقه در زيبائى ضرب المثل هستند.(1)
رسول اكرم (ص) در حديثى سيماى درخشان حضرت مهدى (ع) را هنگام ظهور چنين توصيف مى فرمايد: گويى مردى است از شنوءة و بر دوش او دو عبا از قطوان است .(2)
1. روزگار رهایی ج 1 ص 122.
2. بحار الانوار ج52 ص 80 اختصاص مفيد ص 208

نوشته شده توسط عباس در 88/01/18

  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • لینکدونی
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin






    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by abalfazlion.blogfa.com

    Design This Web By IranSohrab.IR @